"به زمین و زمان بگویید"
به زمین بگویید
دست از سر من بردارد
می خواهم پرواز کنم
شاید این آدم ها دست از سرم بردارند
و دلم را که گرفته اند محکم
رها کنند .
می خواهم پرواز کنم
و بروم پیش خدا؛
اگر از پس نیفتم
و ببینم خدا دوستم دارد یا نه؟!
به زمین بگویید
این قدر کفر آدم ها را با دست در نیاورد
که ما دست در آوردیم و سوختیم.
من که برای مرگ آدرسم را دقیق
با پست الکترونیک فرستادم
ولی هنوز پَست ترین مرد زمینم
و هنوز با دختر هایی چت می کنم
که چشم هاشان مثل بخت من سیاست.
به آسمان هم بگویید
این قدر باران نزند
که ما بارها حرف زده ایم و کسی گوش نداده است.
بگویید ابرهاش را بردارد و برود پی کارش
و این همه هواپیماهاش را
به رخمان نکشد
که ما مات و مبهوت
شطرنج را باخته ایم و کاسه کوزه مان را جمع کرده ایم.
به آسمان بگویید که آبی اش تقلّبی ست
و حنایش دیگر رنگ نمی دهد پیش ما
و خورشیدش نور... .

